بزرگمهر شرف الدین در یکی از گزارش ویژه های یکی از شماره های چلچراغ به مسئله ی جالبی اشاره کرده بود که هنوز که هنوز است در ذهن من ماندگار شده و بعضی وقتها و بیشتر وقتها از آن پایین های مغزم غل غل می کند و می اید بالا. مسئله ی مذکور به این اشاره داشت که آقا ما ایرانی ها علاقه ی وافر و شایعی به آرشیو سازی داریم و از جان مرغ تا شیر آدمیزاد ! را آرشیو می کنیم و طبقه بندی می کنیم و کاری هم نداریم که اصلا به کارمان هم می اید یا نه؟ یادم است سالها پیش (سه – چهار پیش) شدیدا به دنبال فیلم غلاف تمام فلزی کوبریک بودم البته تلویزیون یک بار آن را گذاشته بود. من شاید شش ماه یا بیشتر دنبال این فیلم بودم و خراب این فیلم بودم و دست ه دامان هر کس و ناکسی شده بودم که ولو یک ساعت بدهد من آن را ببینم. بالاخره پس از مدتی در مشهد آن را گیر آوردم. ولی بعد از خرید آن دلم نمی آمد آن را تماشا کنم.چون با خون دل به دستش آورده بودم.موارد بیشمار دیگری هم هست که خب کپیه و نمونه ی برابر اصل همین مورد اخیر هستند و تکرار مکررات.
مسئله ی مهم در اینجا این است که این علاقه فقط در ما ایرانیان مشاهده می شود یا در خارجه هم شیوع دارد؟ چرا ما می آییم یک چیزی را می خریم ولی به درستی آن را مصرف نمی کنیم؟ کتابهای نا خوانده ی من که در قفسه ی کتابخانه ی من خاک می خورند اگر از کتابهای خوانده ام بیشتر نباشد از آنها کمتر نیستند.وقتی به موارد دم دست تر هم نگاه می کنم می بینم که همین طور است. در خارجه نمی روند چهل کیلو میوه و سبزی و مایحتاج روزانه را بار وانت کنند , بیاورند خانه که اهل و عیال برای سه ماه مصرفشان کنند. ولی ما علاقه داریم که یخچال و فریزرمان (ما برای ریفرجریدر معادل عالی و مناسب یخچال را ساخته ایم که البته در گذشته هم این واژه کاربرد داشته ولی برای فریزر نه) را مملو از مواد غذایی کنیم. یک بار می خواستم به سبک آن ور آب دانه ای سیب بخرم و مثلا دو دانه سیب از سر کوچه مان ابتیاع کنم , میوه فروش با ما رودربایستی داشت وگر نه فکر می کرد دیوانه ای چیزی هستم.
این نمونه ها همه اش تجمع ضدین است (خب برای کنکور ک . ب . ک خیلی معارف خوانده بودم . خب شاید یک کم در اینده تحقیق کردم و در موردش نوشتم. امروز بعد از ظهر ایران مقابل پین بازی داشت که در همان نیمه ی اول و توسط یک بازیکن چینی که فقط پنج بازی ملی داشت موفق شد که دو گل به ایران بزند. دو تا گل خیط (خیت) که روی یکی اش رودباریان صد در صد مقصر بود و روی ضربه ی ایستگاهی گل خود. روی گل دوم هم هر چهار مدافع ایران جا ماندند و گل دوم هم به همین ترتیب زده شد. اصلا تا دقیقه ی بیست و پنج , سی اصلا ایران حمله نمی کرد. در کل بازی کریمی و عنایتی گم بودند. در اواخر نیمه ی اول یک خطا روی بازیکنان ایران در پشت محوطه ی جریمه انجام شد که فریدون زندی با ظربه ی پای چپش به زیبایی آن را گل کرد. در نیمه ی دوم هم دوتیم پایاپای بازی می کردند که روی یک سانتر جواد نکونام صاحب موقعیت شد و با ضربه ی سر بازی را به مساوی کشاند.حالا ایران باید مالزی را با گل آوراژ بالا ببرد تا بتواند سر گروه شود. بازی ایران و مالزی روز چهارشنبه انجام می شود.