محسن نامجو از ایران رفت. این جمله ی پنج کلمه ای صبح امروز روی تلکس خبری خبرگزاری ها خیلی ها را تکان داد. اما سایت حیات نو که موثق ترین خبرگزاری در ارائه ی این خبر بود , اشاره ی درست و درمانی به دلیل رفتن او و یا مکان رفتن او نمی کند : « براي تحصيل و اجراي زنده به چند كشور اروپايي سفر نميكنم. هنوز به طور قطع نميتوانم بگويم كه در كدام كشورها و در چه تاريخي كنسرت خواهم داشت، اما به احتمال زياد چند ماه ديگر سفري به ايران خواهم داشت.» از این نقل قول برداشتهای متعددی می توان کرد .

یک دلیلش هم این است که محسن نامجو همشهری ام است و این درد و سوزش ماجرا را دو چندان می کند. محسن نامجویی که فقط در تربت جام به دنیا آمده و شش ماهگی اش به مشهد نقل مکان می کنند , اما در مصاحبه هایش قائل به این نکته است که :" من دوست دارم به عنوان یک تربت جامی شناخته شوم تا یک مشهدی یا یک تهرانی . چون آنجا لااقل یک پیشینه ی فرهنگی به اسم دوتار دارد که جاهای دیگر کمتر دارند." (نقل به مضمون)
از صمیم قلب امیدوارم که محسن نامجو به ایران برگردد و شاهد اجرای کنسرت های چند صد هزار نفری ش باشیم . امیدوارم نام وی در کتاب گینس ثبت شود تا شاید کمی به خود بیاییم! به عنوان تنها خواننده و نوازنده ای که هیچ اثرش به صورت رسمی منتشر نشده ولی همه ی ملت آثارش را شنیده اند.
پ.ن:نمی دانم چه کنم . اگر این خبر واقعا درست باشد؟ ای خدا هر کجا هست به سلامت دارش.
می خواستم برای تسکین خاطر دوتا از بهترین آهنگهایش را به نام "دوزخ" و " ای ساربان " را برای دانلود بگذارم ولی باز دیدم دلم رضا نمی شود.
جان لنون
تصور کن

تصور کن بهشتی وجود ندارد
اگه سعی کنی می شود آسان
جهنمی زیر پایمان نیست
بالای سرمان فقط آسمان
تصور کن همه ی مردم
برای امروز زندگی می کنند

تصور کن کشوری وجود ندارد
اگر سعی کنی سخت نخواهد بود
چیزی برای کشتن و مردن نیست
هیچ دین و مذهبی هم وجود ندارد
تصور کن همه ی مردم
زندگی صلح آمیزی دارند

تصور کن هیچ مالکیتی نیست
تعجب می کنم اگر بتوانی
نیازی به حرص یا گرسنگی نیست
در یک برادری انسانی
تصور کن همه ی مردم
جهان را بین خود تقسیم کنند

شاید فکر کنی من یک خیالبافم
اما فقط من یک نفر نیستم
امیدوارم یک روز به ما ملحق شوی
تا همه ی جهان یکی شود