انجیل به روایت متی (پیر پائولو
پازولینی - 1964) از دسته فیلمهای پر دیالوگ است و اگر یک دیالوگ در طول
تماشای فیلم از دست رفت ، باید دوبار فیلم را از اول نگاه کرد. (چی!
دکمههای پاز و بکوارد اختراع شدهاند؟)فیلم با طول تقریبا دو ساعت از
بهترین و سرراستترین روایتهای زندگی حضرت مسیح (ع) در سینما به شمار
میآید.
انریکه ایرازوکی به نقش عیسی مسیح (ع)فیلم تمامی ابزار ساخت یک درام بر پایه زندگی مسیح را در اختیار دارد که به اجمال به هر مورد اشاره میکنم.
استفاده از نابازیگران:
پازولینی با استفاده از نابازیگران با یک تیر سه نشان میزند:
1.
شمایل عیسی را در هم نمیشکند.تجربهای که گیبسن هم در فیلمش تکرار کرد.
اصولا در فیلمهای تاریخی استفاده از بازیگران سرشناس سینما فیلم را به
ورطه شکست میکشاند.
2. خرج فیلم را پایین میآورد و میتواند پول استخدام چند بازیگر اسمی و سرشناس را در جای دیگر و به درستی هزینه کند.
3. از
تصنع جلوگیری میکند.وقتی نابازیگران به ایفای فیلم میپردازند چون آنچنان
با تکنیکهای بازیگری (مثلا متداکتینگ) آشنا نیستند ،بازیهایشان در نقش
قدیسان و حواریون و ..... مقبول تر از وقتی است که مثلا ویلم دافو نقش
مسیح را در آخرین وسوسه مسیح ایفا کرده است..
انریکه ایرازوکی دانشجوی
اقتصاد بوده است و بقیه بازیگران به جز یک مورد رانندگان کامیون و دهقانان
منطقه فیلمبرداری بودهاند.آن یک مورد هم ناتالیا گینزبرگ است که نقش
مریم از بیتعنیا را ایفا میکند.
فیلمبرداری:
سیاه و سفید است و بیتکلف.دوربین اذیت نمیکند.افکتهای تصویری خلاصه
شدهاند در دیزالو و فید و زوم، همین.برای فهمیدن بهتر مطلب نگاه کنید به
صحنهای که عیسی مشغول موعظه است. دوربین به نرمی عقب میَکشد و سپس
فیداوت میشود ،باز فیداین و بعد دوباره زومبک و .....کلوسآپ (و نه
کلوزآپ) و نماهای طولانی به فیلم حالتی مستند-داستانی-تاریخی داده است که
خب در خدمت فضایی که تعریف میشود هم هست.
موسیقی:
آهنگهای موتسارت و باخ در بافت فیلم تنیده شدهاند و با فضای معنوی و
قربانی شدن مسیح قرابت دارند.استفاده از موسیقی در این فیلم کمی شبیه
استفاده جارموش از موسیقی است که خب البته برعکسش درست است.یعنی موسیقی
پخش میشود و خیلی آرام و بدون سروصدا از فضای فیلم بیرون میرود و در عین
حال زننده هم نیست.
جلوههای ویژه:
یک مورد داریم.آنهم صحنهای که مسیح بر آب قدم میزند و به پترس میگوید
چرا شک کرده است که نمیتواند این کار را لنجام دهد.اصولا در فیلمهای
مربوط به پیامبران جلوههای ویژه کارکرد عکس دارند و باعث صفرا فزودن
میشوند.در این مورد در فیلم هم خب چارهای نبوده .
گریم: گریم
بی گریم.پازولینی به خوبی به بلایی که گریم بر سر یک فیلم سیاه و سفید
میآورد آگاه بوده است و از آن پرهیز نموده است.داستان فیلمی را که مسیحش
را به خاطر زیر بغلهای اصلاح شده مسخره می کردند (به نظرم بزرگترین
داستان روی زمین) را شنیدهاید؟
کارگردانی: حرف
ندارد.خب علاوه بر موارد بالا که هرکدام ایدههای پازولینی را پشت سر خود
داشتهاند میتوان به مسائل دیگری مانند زمان مناسب (دوساعت) برای یک فیلم
تاریخی -پیامبری و استفاده از یک ضرباهنگ نسبتا سریع برای تعریف داستان
زندگی حضرت مسیح (ع) اشاره کرد.
در اینجا خالی از لطف نیست که قسمتی از فیلم را با هم مرور نماییم.
مریم مقدس
زکریا
با مریم باکره روبرو میشود.مریم آبستن است و شکمش کامل برامده است.چهره
زکریا در هم میرود و با نگاهش با مریم حرف میزند.مریم نگاه به زمین
میدوزد.زکریا از خانه به صحرا میزند و در آنجا با فرشته وحی روبرو
میشود و او به زکریا نوید تولد عیسی (ع) را میدهد.زکریا به خانه باز
میگردد و با مریم روبرو میشود .مریم لبخند می زند.زکریا هم شادمان است.
زکریا
سینمای پازولینی به راستی ،سینمایی شاعرانه است.در پی سرودن فیلم است و به
راستی در این کار استاد است.در تمام صحنههای ابتدایی فیلم تا بزرگ شدن
عیسی (ع) هیچ دیالوگ خاصی بین شخصیتها ردوبدل نمیشود.
نکته آخر اینکه پازولینی مارکسیست منحرف اخلاقی فیلم را به پاپ ژان بیست و سوم تقدیم کرده است.
پیر پائولو پازولینی
+
نوشته شده در ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:40 بعد از ظهر  توسط نصیر بدری
|