4:57 قبل از ظهر| بیست و پنجم مرداد 1387
ما رفتیم
ما رفتیم به وردپرس . از خیلی وقت پیش وسوسه شده بودم که بروم. ولی نمیشد.شما هم از این به بعد تشریف بیاورید به: سینماپدیا
از دوستان خواهش میکنم که پیوند مرا در سایدبارشان اصلاح کنند و به http://behbad.wordpress.com تغییر دهند.متشکرم
از دوستان خواهش میکنم که پیوند مرا در سایدبارشان اصلاح کنند و به http://behbad.wordpress.com تغییر دهند.متشکرم
12:46 بعد از ظهر| هجدهم مرداد 1387
اوه ، آقای هافمن
داستین هافمن دقیقا 49 سال از من بزرگتر است . او هم مثل من متولد 18 مرداد است اما هجده مرداد سال 49 سال پیش . تولدش مبارک.
3:50 بعد از ظهر| یازدهم مرداد 1387
برشهایی کوتاه از کیکی خوشمزه

پریشب فیلم برشهای کوتاه ساخته رابرت آلتمن را دیدم و خیلی بهم چسبید.به نظرم پدر فیلمهایی مثل تصادف و 21 گرم و نمونههایی ایرانی مثل دایره زنگی است.(تقاطع را به حساب نمیاورم چون کپی نچسب از تصادف است.)
فیلم با رویکردی نیمه-نمادگرایانه (Semi-Symbolic) از جامعه معاصر آمریکا (و یا در مقیاسی بزرگتر کل دنیا) به پیش میرود. آلتمن ، این پیر رند می داند که با سیاستی دوگانه و یک بام و دو هوا گونه میتواند یکی به میخ بکوبد و یکی به نعل.باید حداقل فیلم را دوبار دید تا حداقل متوجه 70 درصد نکات فیلم شد ، فیلم با بمباران اطلاعاتی و با ضرباهنگی متعادل نه تنها تماشاگر را خسته نمیکند ، بلکه فرصت هرگونه خستگی و ملال را از او میگیرد و در قسمتهایی هم با استفاده از طنزی دلانگیز به ما یادآوری میکند که داداش ، این دنیای واقعی نیست ، اما میتواند باشد.

بگذارید اینطور توضیح دهم . رابطه میان افراد یک جامعه از 3 حالت خارج نیست. :
1.قوم و خویشی.
2.دوستی
3.غریبگی
بنا به اصل تعمیم در این فیلم هم همین روابط حاکم است. دو خواهر و بنا به جبر زمانه دو باجناغ.زن و شوهرها.دوستان مشترک .اما جای شیرین و کیوت ماجرا آنجایی است که افراد غریبه بنا بر عنصری به نام شانس و نه هیچ چیز دیگر در قسمتهایی از فیلم پرشان به هم گیر میکند و با هم تصادف میکنند.(به هر دو معنا میتوان برداشت کرد.در فیلم هم تصادف ماشن داریم و هم برخورد و تقابل انسانی)
ارل پیگت(با بازی همیشه درخشان تام ویتس) از فروشگاه همسرش دورین(که با پسر خانواده فینیگان که پدرشان بعد از نود و بوقی یاد پسرش (یعنی پدر پسر خانواده فینیگان)افتاده)تصادف کرده است.اما نمیداند که برای پسر مشکلی پیش خواهد امد.چون پسرک برمیخیزد و به راه خود میرود(.حالا بماند که صحنه تصادف فیلم از آن گافهاست.چون ماشین با پسرک حدود 10 متر فاصله دارد).((این پرانتزها تعدادش درست است یا نه؟)) خارج میشود و مامور رساندن جایزه همسر چاد ودرز (بتی ودرز) در جای او مینشیند و سفارش قهوه میدهد.بتی که به همسرش خیانت میکند و با جین شپارد( با بازی تیم رابینز )طرح دوستی میریزد.جین هم شوهر شری است و شری هم خواهر ماریان وایمن که با شوهر خود ، رالف وایمن (متیو موداین (بازیگر نقش سرباز جوکر در فیلم محبوب تمام عمرم غلاف تمام فلزی ، ساخته 1987 استاد فقید سینما ، استنلی کوبریک که عکسش را هم بالا در هدر میبینید)) .رالف بعدا در بیمارستان دکتر معالج پسر خانواده فینیگان از آب در میآید ولی کاری از دستش برنخواهد آمد.رالف و شری دوست خانوادگی استیوآرت و کلر کین هستند.یک ماهیگیر و یک دلقک سیار.کلر در طول فیلم یک تماس کوچک با جین ، یعنی شوهر خواهر دوستش دارد.(اینجاست که عنصر شانس در خدمت پیر رند سینما خودنمایی میکند.کاری که من و شما از عهدهاش برنمیآییم.) زویی دختر افسرده ای که ویولنسل میزند و همسایه فینیگان هاست و با شنیدن خبر مرگ پسر کوچک آنها خودکشی میکند.

این بنمایه ها که در زندگی روزمره همه آدمها کم و بیش دیده میشوند میتوانند در بیشتر فیلمها دیده شوند.دعواهای زن وشوهری ، تصادف ماشین ، خیانت در زندگی و .... .حال باید دید که آیا اصلا یک فیلم میطلبد که با فرمش بازی شود و یا این کار تظاهری روشنفکرانه و پوچ است. اگر این کار در راستای هدف خدمت به فیلم انجام نگیرد ، کیکی که فیلمساز درست میکند خورده نمیشود.حتی با برشهای کوتاه. 1
1.اشاره به کیکی که در فیلمبرای جشن تولد پسر خانواده فینیگان درست میشود.
پ.ن.: اگر قصد داشتید فیلم را ببینید حتما فیلم دابل دیسک دیویدی مجموعه کرایتریون را گیر بیاورید.یک دیسکش فقط مخصوص مصاحبههای آلتمن و کارور و پشت صحنههای مهیج فیلم است.راستی اصلا یادم رفت بگویم که فیلم براساس داستانی از ریموند کارور ساخته شده .نه؟
